



خانواده:Arthropoda
دسته:حشرات
راسته:منتوداMantodea
واژه آخوندک در ایران یا من منتیس((Mantis)) در دنیا دارای ریشه یونانی به معنی شکرگزار و پیامبر و همچنین فالگیر میباشد
و تا به امروز حدود 2300 گونه از این حشره زیبا یافت شده است که بیشتر آخوندکان ساکن نواحی استوایی و نیمه استوایی میباشند که در آب و هوای معتدل نیز یافت میشوند
نکته جالب درباره این حشره توانایی در چرخاندن سرش میباشد
دارای اندازهای مختلف که کوچکترین اندازه 1cm به نام Bolbe pygmaea و بزرگتراندازه در حشره ماده تا 17cm به نام Ischnomantis gigas که ساکن آفریقای نازنین میباشد هستنند
ریخت شناسی:
دارای 3 قسمت سر ,سینه ,شکم میباشد که پاها و پرها در قسمت شکم این حشره قرار دارنند
پاهای جولویی بر روی سینه بطور چنگال مانند(( 2 چنگال)) با دندانهای تیز برای شکار و گرفتنن طعمه بطریق کاملی طراحی شده است
دارای سری قابل توجه با توانایی چرخش 180 درجه همراه 2 چشم مرکب و 3 چشم ساده میان 2 شاخکشان در فضای مثلثی شکل میباشنند
دارای دگردیسی ناکامل یا ساده میباشند
---
مادها نسبت به نرها معمولا دارای شکم و بدنی بزرگتر میباشند
تخمهایشان را غاابا در محفظه یا کپسولهای شفافی برای حفاظت از سرما و عوامل ناخواسته قرار میدهند که به تعداد 200 عددمیرسد((زمان تخمگذاری معمولا فصل پاییز میباشد)) ,نوزادان از تخم درامده به غیر از اندازه و هویت جنسی و گاهی رنگ و طرحشان بسیار شبیه به والدین خود میباشند من بچش را به اندازه3mm سبز رنگشون که در ایران پراکندگی خوبی دارد را هم دیده ام که بسیار ریز و باریک هستند کهi بعد از گذشت 6-12 ماه بسان بزرگسانشان تا اندازه 12 cm تبدیل میشوند
این حشره جزو شکارچیان انتظاری میباشد و از حشرها. دوزیستان.بی مهرهگان و در بعضی از گونه ها از پرندهای کوچک((مانند پرندهای شهد خوار)) بعد از شکارشان بوسیله 2 چنگال ارهای مانند نیز تغذیه مینماید
این حشرات توانایی استتار بسیار خوبی((بوسیله همرنگی با محیط زندگیشان)) به منظور در دیدرس نبودن از دست شکارچیان دیگر و همچنین طعمه مورد نظر میباشنند که این همرنگ شامل رنگهای سبز- سیاه- قهوهای- سفید تا رنگهای دیگر در گونه های مختلف میباشد
دارای شکارچیانی مانند پرندگان -خفاشها - آبزیا- ماهیها -عنکبوتها و...((برای تخمها و لاروهایشان و بچهایشان و همچنین حشره کامل))میباشنند
مادها دارای عادت رفتاری جالب و عجیب خوردن سر نرشان به هنگام جفتگیری و یا بعد از آن میباشنند
چشمهای مرکبشان توانایی تشخیص رنگ وتصویر را دارا میباشد و 3 چشم ساده میان 2 شاخکشان در فضای مثلثی شکل گفته میشود توانایی تشخیص تفاوتهای تیره و روشنایی اجسم را دارا میباشنند
دارای اثراتی بسیار مفید در طبعت بروی حشرات وجمعیتشان میباشنند
میتوانید از تخمها یا خود حشره برای جمع آوری و نگاهداریو...استفاده کنید که یافتن تخمها بدلبل استتار خوبشان کار کمی سخت میباشد حشره آخوندک را میتوانید در روی درختان-گیاهان گلدار -چمنها و گاهی هنگام پرواز پیدا نمایید
سعی کنید بجای دست آنها را با تور حشرهگیری بگیرید زیرا که هم آسیب کمتری به حشره آخوندک وارد شده و هم این حشره از 2 چنگال خود برای دفاع نمیتواند استفاده نمابد
برای نگاهداری از آنها میتوانید از محفظه های شیشه ای و یا پلاستیکیو... استفاده نمایید که من نوع
محفظه های شیشه ای بدلیل منظره بهتر برای دید خوب را مناسب برای این کار میدونم
درپوش را هم مد نظر داشته باشید
برای تزیین محفظه شیشه ای باید توجه به نوع حشره آخوندک و محیط زندگیشان کنید مثلا برای آخوندکهای سبز میتوانید محفظه شیشه ای مورد نظر را گیاه کاری کرده و یا از درخچهای کوچک و یا گیاهان و درخچهای کوچک پلاستیکی و مصنوعی استفاده نمایید
برای غذای میتوانید از حشرات مانند ملخها بیدهاو هر حشره دیگر که توانایی شکار کردنش را داشته باشد استفاده کنید
سعی کنید آنها را تکی نگاهداری نمایید
و حالا از این هیولای کوچک لذت ببرید


استخوان بندی خزندگان
جمجمه خزندگان نسبت به دوزيستان دارای بخشهای استخوانی بيشتری است. ناحيه گيجگاهی جمحمه طی مراحل تكامل ، تنوع ساختاری قابل ملاحظه ای پيدا كرده است. نيای باستانی خزندگان فاقد هر گونه مدخل گيجگاهی بودند. به اين وضعيت ابتدایی كه در آن سطح جمجمه يكنواخت و بدون مدخل است آناپسيد گفته می شود. در خزندگان امروزی اين ويژگی مخصوص لاكپشتان است.
بعضی گونه ها دارای يك سوراخ منفرد بالا گيجگاهی در دو طرف جمجمه بودند كه به آن يوراپسيد می گويند. خزندگان شبه پستاندار دارای يك جفت مدخل زير گيجگاهی بوده اند و جمجه آنها به نام سيناپسيد خوانده می شود. خزندگان مزوزوئيك دارای جمجه ای از نوع دياپسيد بوده اند كه در آن هر دو نوع مدخل های بالا و زير گيجگاهی وجود داشته است. اين نوع جمجمه همچنين از ويژگی های اغلب خزندگان معاصر به غير از لاك پشت ها ست.

سقف كاسه سر خزندگان بر خلاف دوزيستان كه پهن و گسترده است ، كمانی و برآمده است. در تعدادی از مارمولك ها ، يك سوراخ آهيانه ای در محل چشم صنوبری يا چشم سوم وجود دارد كه ساير خزندگان معاصر فاقد آن هستند. شبه خزندگان به غير از مارها ، دارای ديواره استخوانی بين كاسه چشمی نيز هستند

به طور ميانگين تخمين زده می شود که 60 تا 90 در صد خزندگان سالمونلا را باخود حمل می کنند. به علت فلور طبيعی ونرمال خزندگان ( پوست ودستگاه گوارش ) اين طرز فکر عاقلانه است که بگوييم چيزی به عنوان خزنده بدون سالمونلا وجود ندارد . ( M. L headrich . 2001 )
اکثر خزندگان بدون آنکه نشانه بالينی خاصی داشته باشند ، سالمونلا را با خود حمل می کنند.
( L. Geue u. l. Schner 2001 ) درمان آنتی بيوتيکی نميتواند خزندگان را از سالمونلا پاک کند . حتی ممکن است باعث مقاومت بيشتر سالمونلا نسبت به آنتی بيوتيک شود . خزندگان اغلب چندين نوع ( سروتيپ ) از سالمونلا را به طور همزمان با خود حمل می کنند . تا کنون همه جنس های مختلف سالمونلا از خزندگان جدا شده است ، مرکز کنترل وپيشگيری بيماريها در آمريکا گزارش می دهد (CD.C) که به دليل افزايش تماس خزندگان با انسان در سالهای اخير ، سالمونلوز وابسته به خزندگان افزايش چشمگيری در آمريکا داشته است .
اخيراً در ايران نيز تمايل مردم برای نگهداری خزندگان ( لاک پشت ) افزايش يافته است .متأسفانه مارمولک نيز در برخی از خانه های ايرانی به وفور يافت می شود.
مقدمه:
سازمان بهداشت جهاني زئونوزها را اينچنين تعريف مي كند بيماريها و عفونتهائي كه بطور طبيعي بين مهره داران و انسان منتقل مي شود .
روشهاي انتقال بيماري :
اين سم در غالب موارد با نام تجارتي سوين عرضه ميشود.
داراي فرمول مولكولي C12H11NO2 و وزن مولكولي 201.23 دلتن و 850ـ500=LD50 ميليگرم بر كيلوگرم ميباشد. اين سم نخستين بار توسط هاينز و همكاران در سال 1957 تهيه و سپس شركتهاي يونيون كاربايد و دركسل آنرا ساخته و به بازار عرضه كردهاند. فرم خالص اين سم به شكل بلورهاي بيرنگ، با فشار بخار كمتر از 65 ميليبار در 26 درجه سانتيگراد ميباشد. LD50 آن براي موش صحرايي از طريق گوارشي 850ـ500 ميليگرم بر كيلوگرم وزن بوده و از طريق تماسي 7000 ميليگرم بر كيلوگرم وزن بدن ميباشد. اين حشرهكش يكي از پرمصرفترين سموم اين گروه ميباشد. سوين از طريق تماسي و گوارشي تا 150 گونه حشره را تحت تأثير قرار ميدهد و بر روي طيف وسيعي از حشرات شامل مگس خانگي، شتهها و كنههاي گياهي اثر دارد. سميت اين سم براي انسان و پستانداران كم ميباشد. سوين روي طيف وسيعي از ليسكها و حلزوها اثرات آفتكشي خوبي داشته و شبيه متالدئيد تلقات سنگيني روي آنها ايجاد مينمايد.
اين سم وقتي وارد بدن پستانداران ميشود سريعاً هيدورليز شده و تبديل به 1-Naphtol و ساير تركيبات هيدروكسيله ميگردد و از بدن دفع ميشود. كارباريل خالص سفيد رنگ با نقطه ذوب 143ـ142 درجه سانتيگراد است. در برابر گرما تا 70 درجه سانتيگراد و همچنين نور پايدار است ولي در pH بالاي 9 هيدروليز ميشود. در اكثر حلالهاي آلي به خوبي حل شده و در آب به ميزان كم حل ميگردد. سميت دي متيل سوين حدود 0.1 سوين است و برخي از آنالوگهاي آن غير سمي هستند.
اين تركيب به صورت پودر وتابل 85%، طعمه 1 درصد و اسپري 2 درصد به بازار عرضه شده است. روي آفات برگخوار پنبه، چغندرقند، سرخرطوميها به مقدار 1 تا 2.5 كيلوگرم در هكتار توصيه ميشود. با اكثر حشرهكشها و قارچكشها مخلوط ميگردد ولي مصرف آن در موقع گلدهي درختان سبب ريزش گلها ميشود. بنابراين بهتر است كه دو هفته پس از ريزش گلها از اين سم استفاده گردد.
ADI=0.01 درصد ميليگرم بر كيلوگرم است.
اين سم داراي نامهايت جارتي ريپكورر، كافيل سوپر، سيمبوش است. (كافيل سوپر مصرف دامپزشكي دارد).
خاصيت آفتكشي اين سم توسط اليوت كشف و در سال 1975 توسط شركت شل ساخته و به بازار عرضه شده است. فرمول مولكولي: C22H19cl2No5 بوده. فرم خالص آن به صورت مادهاي جامد با نقطه ذوب 80ـ60 درجه سانتيگراد است. در آب تقريباً نامحلول بوده ولي در حلالهاي آلي به خوبي حل ميشود. در محيطهاي خنثي و اسيدي ضعيف پايداري خوبي دارد ولي در محيطهاي قليايي تجزيه ميگردد. در مقابل نور نسبتاً مقاوم بوده و به مقدار كمي تجزيه ميشود. روي تعداد زيادي از حشرات به ويژه لارو بالپولكداران مؤثر ميباشد.
4123ـ251=LD50دهاني ميليگرم بر كيلوگرم وزن بدن موش صحرايي است.
2400< LD50پوستي ميليگرم بر كيلوگرم وزن بدن موش صحرايي است.
متابوليسم: در مدت 16 هفته در داخل خاك هيدروليز شده و موجب گسستگي استر ميشود. پادزهر اختصاصي ندارد.
اين سم داراي اسامي تجارتي پرترين، كورساير، كافيل، پونس، پرماسكت ايندوترين، تالكورد، اسلومولكسين و اكتيبان است.
در سال 1973 به وسيله اليوت و همكاران معرفي گرديد و با نام تجارتي آمبوش به بازار عرضه شده است.
فرمول مولكولي C21H20Cl2O3، نقطه ذوب 35ـ34 درجه سانتيگراد، نقطه جوش 200 درجه سانتيگراد است.
پرمترين يك حشرهكش با طيف وسيع بوده و دوام متوسطي دارد. اين حشرهكش براي انسان و دام بيخطر است. پيرمترين به صورت مخلوطي از دو ايزومرسيس و ترانس به نسبت 20 به 60 ميباشد. 4000ـ430=LD50ميليگرم بر كيلوگرم براي موش صحرايي است.
پرمترين داراي خاصيت تماسي و گوارشي است. اين سم تا حدودي داراي خاصيت دور كنندگي است. پرمترين به صورت امولسيون 25 دصد در بازار يافت ميشود. از اين سم بر عليه برگخوار چغندرقند، مينوز لكه گرد و ساير برگخوارها توصيه ميگردد به علاوه روي آفات پنبه و آفات درختان ميوه، سبزيجات و توتون مؤثر است. 4000=LD50ميليگرم بر كيلوگرم براي موش صحرايي ميباشد.
در ايران اين سم محبوبيت زيادي بين باغداران و زارعين دارد ولي نبايد از اثرات جانبي آن غفلت كرد. در خاك و آب سريعاً تجزيه ميشود. حداكثر باقيمانده مجاز اين سم در محصولات زراعي 1 ميليگرم بر كيلوگرم وزن محصول است. در حيوانات خونگرم زنجير استر هيدروليز شده و پس از هيدرواكسيلاسيون بالاخره به صورت گلوكوزيداسيد دفع ميگردد. اين سم پادزهر اختصاصي ندارد