پستانداران در ایران
تعداد پستانداراني كه تاكنون در ايران شناسايي شده اند بالغ بر 168 گونه است. اين جانوران در 10 راسته و 37 خانواده قرا دارند. راسته جوندگان با 58 گونه قريب 3/1 پستاندارن كشور را به خود اختصاص داده است. بعد از آنها خفاش ها با 40 گونه. گوشت خواران با 29 گونه، حشره خواران با 16 گونه، نهنگ ها با 10 گونه، زوج سمان به 8 گونه، خرگوش ها با3 گونه و فك ها، فردسمان و گاوهاي درياي هر كدام با 1 گونه پستانداران ايران را تشكيل داده اند )ضيايي، 1375، ص 4).
تنوع و فراواني در ميان جانوران كشور به حدي است كه مي توان ايران را مجموعه اي از پستانداران مناطق اروپايي، افريقايي، آسيايي و پستاندارن خاص ايران ناميد. براي مثال پستانداراني از قبيل شوكا، سياه گوش، اُشگول و حفار مديترانه كه در شمال و شمال غربي ايران پراكنده اند از عناصر اروپايي هستند. رودك عسل خوار، خارپشت بياباني و خفاش ميوه خوار كه د رجنوب و جنوب غربي كشور يافت مي شوند از عناصر آفريقايي هستند. خرس سياه، سنجاب بلوچي، خدنگ و حرد هندي كه در شرق و جنوب شرقي كشور پراكندگي دارند از عناصر موجود در شبه قاره هستند. و بالاخره پستانداراني از قبيل گوزن زرد ايراني، پازن، گور، سنجاب ايراني، جرد ايراني، دوپاي فيروز و حشره خور شوش نمونه هايي از پستانداران خاص ايران هستند. در بين پستاندارن ايران حشره خود كوتوله دوگرمي و نهنگ آبي با 130 تن به عنوان كوچك ترين و بزرگ ترين پستانداران دنيا وجود دارند (ضيايي، 1375، ص 1).
سريع ترين پستاندارن جهان نيز در ايرن زيست مي كند، يوزپلنگ كه آن را قهرمان دو جهان لقب داده اند. زيرگونه ايراني يوز جانوري است كه براي بقاي آن تلاش هايي صورت گرفته است، اما هنوز سرنوشت اين جانور در طبيعت كشور چندان روشن نيست. يوزپلنگ با ساير گربه سانان تفاوت دارد. به جاي چنگال هاي تيز و قابل غلاف شدن، ناخن هايي مثل سگ دارد و پاهاي بلند و كشيده، طابق لازم را براي دويدن سريع كسب كرده است. ناخن ها نيز قابليت توقف و يا چرخش ناگهاني را به جانور مي دهد. خال هاي يوزپلنگ، توپر است. گوش هاي كوچكي دارد از زير چشمانش خط سياهي كه به خط اشك معروف است به دهان مي رسد. بوز براي شكار تا حد امكان به طعمه نزديك مي شود و يك بهراه حمله مي كند اين شيوه شكار هميشه موفقيت آميز نيست. يوزپلنگ ايراني در نقاط بياباني زندگي مي كند. به تازگي 5 زيستگاه مهم شناسايي شه كه احتمال حضور يوز در آنها بيش از ساير نقاط است، اين مناطق عبارت اند از: پناهگاههاي حيات وحش در انجيز و نايبندان، مجموعه حفاظت شده توران، پارك ملي كوير و منطقه حفاظت شده بافق.
ديگر پستانداران مناطق بياباني ايران، گورخر است. زيرگونه ايراني اين جانور در گذشته به تعداد زياد در حاشيه كوير مركزي از طبس تا سمنان، جنوب ورامين، نزديك قزوين،دشت ها مجاور كلاه قضي و گاوخوني در استان اصفهان، بافت و سيرجان در استان كرمان، ني ريز در فارس، ابرقو و هرات در يزد و مناطق مرزي سرخس وجود داشته است. اما اكنون تعداد بسيار كمي در مجموعه حفاظت شده توران سمنان، بهرم گور در فارس و منطقه مرزي سرخس باقي مانده است.
حس بينايي، شنوايي و بويايي در اين جانور بسيار قوي است. براي دوري از خطر انسان ممكن است تا صدها كيلومتر از محل زندگي خود دور شود و به مناطق نيمه كويري و دور از دسترس انسان پناه ببرد. گورخر دشمن طبيعي ندارد اما براي تعقيب و شكار بي رويه به واسطه اعتقاد به خواص درماني استخوان و گوشتش ذدر معرض نابودي است. گوزن زرد ايراني نيز از پستانداران منحثرذ به فرد كشور است. تا بيش از 40 سال قبل تصور مني شد اين جانور براي هميشه از صحنه گيتي محو ده است. اما در سال 1334 در كنار رودخانه دز و كرخه 8 رأس از ان مشاهده شد. 2 رأس از اين جانور در سال 1337 به باغ وحش اُپل در آلمان منتقل شدند و 6 راس ديگر در سال 1342 به دشت ناز ساري در استان مازندران انتقال يافتند. در نتيجه مراقبت هاي انجام شده تعداد گوزن ها افزايش يافت. اما به دليل ان كه تمام گوزن هاي موجود از نسل 6 گوزن منتقل شده به دشت ناز نسل اين جانوران بايد تعدادي گوزن از مناطق طبيعي زنده گيري شود تا در كنار گوزن ها پرورش يافته به طرق غيرطبيعي به توليدمثل بپردازد. شاخ گوزن زرد در پايان هر سال از اوايل اسفند به بعد مي افتد و شاخ جديد بلافاصه رشد مي كند و در تابستان تكمي مي شود.
هر يك از پستانداران در محدوده هاي طبيعي مشخصي زندگي مي كنند كه به آن نوع خاك، آب و هوا، ميزان بارندگي، ميزان نور، غذا و مناسبات بين آنهاست كه باعث ايجاد شرايطي مناسب براي زنذدگي اين جانورا مي شود. بعضي از پستاندارن رژيم غذايي خاصي دارند و فقط در زيستگاهي كه نوع غذا يافت مي شود زندگي مي كنند مثل سنجاب ايراني كه غذاي اصلي اش دانه بلوط است، در زيستگاهي كه ا زغذاهاي متنوع گياهيذو جانوري استفاده مي كند در اكثر زيستگاههاي كشور مشاهده مي شود.
در ايران به علت وجود شرايط مختلف طبيعي، زيستگاههاي متنوعي براي زندگي گونه اي مختلف پستانداران وجود دارد كه هنوز تقسيم بندي و مرزبندي مشخصي در مورد آنها انجام گرفته اس. از آن جايي كه آگاهي از زيستگاه جانوران مي توانند كمك شاياني به شناسايي آنها كند با در نظر گرفتن مرزبندي انجام شده در مورد پوشش گياهي، زيستگاههاي مهم پستانداران ايران به هفت گروه شامل زيستگاه خزري، كوهستاني جنگل هاي بلوط زاگرس، بيشه زارها و جنگل هاي گرمسيري خوزستان، بياباني، استپي و بلوچي تقسيم شده اند.
وضعيت زيستي و حمايتي پستانداران: شير ايراني و ببر مازندراني بر اساس مطالعات متعدد انجام شده در دهه 1350 در ايران منقرض شده تلقي مي شوند. مشاهده ببر مازندارن را بايد به فراموشي سپرد چرا كه ديگر در كره زمين زيست نمي كند اما اين خوشحالي وجود دارد كه شير ايراني در جنگل هاي گير ر هندوستان يافت مي شود. پيش از انقلاب اسلامي تلاش هايي براي برگرداندند اين شير به زادگاه اصلي خود در خوزستان و فارس كه زماني پوشيده از جنگل و طعمه هاي فراوان اين جانور بود، انجام شد اما امروزه اين پروژه از خاطره ها محو شده است. غير از دو گونه منقرض شده فوق بسياري از پستاندارن ايران در ضعيت نامطلوب زيستي به سر مي برند. فهرست سرخ اتحاديه جهاني حفاظت 16 گونه پستاندار را اسيب پذير اعلام كرده است: يوزپلنگ آسيايي، پازن، گاو دريايي يا دوگونگ، خفاش سندي، گورخر، شنگ يا سگ آبي، سنجابك دم موشي، خفاش بكشتاين، خفاش انگشت دراز، خفاش حنايي، قوچ و ميش، فك دريايي خزر، خفاش نعل اسبي مديترانه ايؤ خفاش نعل اسبي كوچك، خفاش نعل اسبي مِِهِلي و خرس سياه.
ب اساس اين طبقه بندي حشره خور شوش، گوزن زرد ايراني، سنجابك دم موشي ايراني، جرد زارودني و ول كرماني- سه گونه اخير از راسته جوندگان هستند و پلنگ ايراني در خطر انقارض تلقي مي شوند.
گونه هاي در آستانه انقراض- علاوه بر يوز ايراني و خرس سياه بلوچتان كه در واقع زيرگونه هستند عبارت اند از: شير ايراني- همان طور كه گفته شد اكنون در هندوستان زيست مي كند- حفار ايراني (IUCN,2000).
بر اساس قواني ملي پستاندادران حمايت شده كه در واقع براي شكار آنها مجوز ويژه اخذ شود عبارت اند از: گوزن زرد ايراني، ببر، بر اساس عرف بين المللي بايد حداقل 50 سال از آخرين مشاهده جانوري كه گمان مي رود منقرض شده بگذرد به همين دليل ببر در قوانين داخلي به عنوان جانور حمايت شده ذكر شده است- يوزپلنگ، خرس سياه، گورخر، جبير آهو، شوكا، مرال، شاه روباه، سياه گوش، كاراكال، گربه شني، گربه پالاس، فك، دلفين، انواع نهنگ ها و انوع خفاش ها.
پرندگان ایران
طبق اطلاعات موجود 514 گونه پرنده در ايران وجود دارد كه مي توان آ“نها را به ترتيب زير تقسيم بندي كرد:
- 324 گونه پرنده در ايران زاد و ولد مي كنند.
- 81 گونه زمستان گذرند.
- 5 گونه خارج از فصل جفت گيري به سواحل جنوبي مي آيند.
- 37 گونه به صورت اتفاقي ديده مي شوند.
-13 گونه وضع نامشخصي دارند.
4 گونه از خارج وارد- و شايد به طور عمد- در طبيعت رها شده اند.
در ميان 323 گونه بومي، 100 گونه كاملاً بومي اند، 86 گونه در بعضي قسمت هاي ايران بومي هستند ولي ممكن است در قسمت هاي ديگر كشور تابستان گذر يا مهاجر عبوري باشند، 78 گونه تابستان گذر و خيلي از آنها مهاجر عبوري هستند كه در زمستان ديده نمي شوند و 59 گونه در بعضي از قسمت هاي كشور تابستان گذر و در قسمت هاي ديگر زمستان گذرند (فيروز، 1378، ص 224).
پرندگان ايران در، 19 راسته و 64 خانواده جاي گرفته اند.
از ميان پرندگان بومي حدود 250 گونه در اصل متعلق به مناطق جغرافيايي ديگر ب.ده اند كه در آن نقاط تكامل يافته و سپس در قسمت هايي از ايران گسترش يافته اند كه شرايط محيطي با زيستگاه اصلي آنها مطابقت داشته است. نزديك به 50 گونه از پرندگاني كه در دشت ها و جنگل هاي نسبتاً خنك ناحيه خزر و آذربايجان يافت مي شوند و در واقع به مناطق جنگلي و استپ هاي مرط.ب اروپاي معتدل و اسيا تعلق دارند و اين قسم از شمال ايران حد جنوبي پراكندگي آنها را تشكيل مي دهد. از بين پرندگان، داركوب سبز، داركوب خال در بزرگ، ديوار خزك و اليكايي را مي توان نام برد.
در حدود 40 گونه ديگر كه در اصل وابسته به جنگل هاي پهن برگ اروپايي معتدله هستند به طور عمده در شمال و غرب ايران در جنگل هاي نواي البرز، آذربايجان و زاگرس ديده مي شوند. از آن جمله مي توان به كبوتر جنگلي، سار، چرخ ريسك سرآبي، سهره جنگلي اشاره كرد.
نزديك به 30 گونه ديگر از پرندگان كه مربوط به بتوه زارهاي گرم منطقه مديترانه اند، در غرب ايران به جنگل هي تنك غرب منطقه زاگرس و دامنه هاي جنوبي البرز روي آورده اند كه شرايط محيطي مناسبي براي زندگي آنها داشته است. به عنوان مثال داركوب باغي، چرخ ريسك سياه، زرده پره رخ زرد از آن جمله اند (فرهنگ دره شوروي، 1377، ص 15).
تعداد كمي از گونه هاي پرندگان كه متعلق به استپ هاي گرم تركستان و جنوب روسيه هستند فقط در استپي مشابه در شمال و شمال شرقي ايران يافت مي شوند مانند چكاوك طوقي و دزدپره سر سياه.
همان طور كه پيش تر نيز ذكر شد، حدود 4/3 وسعت ايران را سرزمين هاي خشك و نيمه خشك تشكيل مي دهد. اين سرزمين ها شامل كورهاي بزرگ، شنزارهي وسيع و كوهستان هاي با پوشش گياهاي كم و پراكنده اند. پرندگاني كه در اين بخش از سرزمين ما به سر مي برند، بيابان دوست هستند و در سراسر پهنه وسيع كويري و بياباني آفريقا پراكندگي دارند. از بين اين پرندگان مي توان از دودك، هوبره، زاغ بور، كوكر خال دار، چكاوك هدهدي و سهره صورتي نام برد.
زاغ بور كه به طور گسترده اي در كويرهاي مركزي و شرقي ايران ديده مي شود، پراكندگي محدود جهاني دارد و خارج از ايران تنها در حاشيه مرزهاي غربي پاكستان گزارش شده است. پرندگاني كه در ايران زاد و ولد ي كنند تنها 45 گونه به نواحي بسيار وسيع بياباني تعلق دارند چرا كه در نواحي خشك بياباني تعداد و تنوع گوننه هاي جانوري محدود است. ارتفاعات البرز و تا اندازه اي شته كوه زاگرس منطقه زيست گونه هاي كوهستاني است كه زادبوم اصلي آنها سلسله كوه هاي جنوب اروپا- آسيا بوده اس. در حد 15 گونه مانند هما، زاغ نوك زرد و گنجشك برفي به گروه وسيعي از جانوران تعلق دارند كه از جنوب اروپا تا سلسه جبال هيماليا گسترش يافته اند. در حالي كه معدودي ديگر مانند داركوب سبز راره راه، سسك نقابدار صرفاً به جانوران هيماليا هستند كه غربي پراكندگي آنها تا ايران مي رسد. هم چنين چندگونه معدود نظير سهره مغولي كه سرزمين اصلي آنها استپ هاي سرد و فلات هاي مغولستان و تبت است فقط در ارتفاعات شمال شرقي ايران كه منتهي اليه پراكندگي آنهاست ديده مي شئد.
در جنوب ايران پرندگاني يافت مي شوند كه اصل آفريقايي يا هندي دارند و حد شمالي پراكندگي آنها به دشت هاي ساحلي و دامنه هاي يك كوكوي خال دار كه فقط تا جنوب زاگرس گسترش دارند و ديگر حواصي زرد در حدود 20 گونه كه به جانوران آفريقا و هندوستان اختصاص دارند عموماً در طول كمربند باريكي در سراسر جنوب كشور زندگي مي كنند كه از ميان آنها اگرت ساحلي، باخورك كوچك، زنبور خور كوچ و سسك دم دراز را مي توان نام برد. نزديك 30 گونه ديگر اصولاً هندي هستند كه منتهي اليه شمال غربي منطقه پراكندگي آنها گوشه شرقي ايران را دبرمي گيرد. براي مثال مي توان به حواصل هندي، ال پشت سفيد، مينا و شهدخور اشاره كرد. سواحل جنوبي ايران كه از نظر جغرافيايي حد شمالي اقيانوس هند را تشكيل مي دهد، زيستگاخ مناسبي براي پرندگان دريايي ويژه اين درايي گرم را فراهم مي سازد كه نوك سرخ دريايي، پرستوي دريايي پشت دودي از آن جمله اند. بعضي از پرندگان مهاجر از منطقه قطبي توندرا، برخي از منطقه تايگا جنگل هاي پهن برگ اروپاي معتدل و غرب آسيا، گروهي از سيبري و بالخره تعدادي از استپ هاي ماوار خاورميانه به ايران مهاجر مي كنند. بسياري از آنها سراسر زمستان را در ايران بي مانند در حالي كه برخي تا آفريقا و هند پيش مي روند و زمستان را در آن نواحي سپري مي كنند (دره شوري، 1377، ص 16).
وضعيت زيستي و حمايتي پرندگان:
بر اساس تقسيم بندي اتحاديه جهاني حفاظت، سه گونه از پرندگان ايران وضعيت بحراني دارند: درناي سيبري، دال پشت سفيد و گيلان شاه خال دار. هم چنين يك گونه به نام اردك سرسفيد در معرض انقراض و 12 گونه نيز آسيب پذير تلقي شده اند، كه عبارت اند از: غاز پيشوني سفيد، عروش غاز، اردك مرمري، عقاب ماهي خوار پالاس، عقاب تالابي، عقاب شاهي، دليجه كوچك، خروس كولي دشتي، يلوه حنايي، ميش مرغ، فاخته خاوري و باكلان گلو سياه.
اين طبقه بندي از منظر جهاني صورت گرفته است چنان كه ممكن است وضعيت تعدادي از گونه هاي موجود در ايران در شرايط بحراني باشد اما از آن جايي كه در سراسر جهان چنين وضعيتي ندارند نام آنها در فهرست سرخ اتحاديه جهاني حفاظت قرار نگرفته است. مانند هوبره كه در ايران جزو جانوران در معرض خطر هستند، اما از منظر جهاني نسل آن دچار هيچ گونه تهديدي نيست.
از نظر حمايتي و قواني ملي تما پرندگان شكاري گوشت خوار حمايت شده هستند مانند: عقاب ها، كركس ها، قوش ها، بحري، بالابان، شاهين، باز، قرقي، طرلان، سارگپه، هما، ليل، جغدها، ساير پرندگان حمايت شده عبارت اند از: پليكان، درنا، پرستو، بلبل، سار صورتي، سسك، سينه سرخ، كبك دري، اردك مرمي و عروس غاز (سازمان حفاظت محيط زيست، 1379، ص 526).
خزندگان ایران
خزندگان نيز مانند ماهي ها و دوزيستان نمي توانند گرماي مورد نياز خود را از درون بدن توليد كنند، بنابراين آن را به طور مستقيم از خورشيد و گاهي از محيط كسب مي كنند. اما تحول و تكامل، مشكل نفوذناپذيري پوست دوزيستان را كه نمي توانند به طور مستقيم در معرض آفتاب قرار گيرند، در مورد خزندگان حل كرده است. پوست خزندگان نفوذناپذير است به همين دليل در تما اقليم هاي ايران ديده مي شوند (فيروز، 1378، ص 129).
خزندگاني كه تاكنون در ايران شناسايي شده اند متعلق به 5 راسته و 21 خانواده هستند كه 10 گونه لاك پشت، يك گونه تمساح، 112 گونه سوسمار، يك گونه كرم سوسمار، 72 گونه مار (مجموعاً 206 گونه ) هستند.
از 10 گونه لاك پشت ايران، 5 گونه دريازي در جزاير و سواحل خليج فارس و درياي عمان اند: لاك پشت سرخ، سبز، عقابي، زيتوني ريدلي و لاك پشت چرمي. لاك پشت هاي درياي بزرگ جثه اند و در ميان آنها لاك پشت چرمي بزرگ تر از بقيه و بزرگ ترين لاك پشت جهان است. طول كاسه پشتي آن تا 2 متر و 70 سانتي متر، وزن 725 كيلوگرم گزارش ده است. پنج گونه ديگر شامل لاك پشت بوكه اي اروپايي، بركه اي خزري، مهميزدار و آسيايي و لاك پشت فراتي جثه بزرگي ندارند. دو گونه لاك پشت مهميزدار و آسيايي بيش تر خشك زي هستند و وابستگي چناني به آب ندارند.
لاك پشت بركه اي اروپايي در يمن هاي كم ارتفاع مجاور درياي خزر تا آذربايجان شرقي، لاك پشت بركه اي خزري كه اكوسيستم هاي آبي استان هاي شمالي، غربي و جنوب غربي به علاوه فارس و لرستان، لاك پشت مهميزدار در مزارع و باغ هاي شرق كشور، لاك پشت آسيايي در علفزارها و جويبارهاي تپه ماهورها و كوهستان هاي مازندران، سمنان و سيستان و بلوچستان، و بالخره لاك پشت ها فراتي كه اطراف رودهاي كارون و جراحي در استان خوزستان ديده مي شوند (فيروز، 1378، ص 135-138).
چنان كه پيش از اين اشاره شد، ايران داراي يك گونه كروكديل به نام تمساح تالابي است. اين جانور در جنوب شرقي بلوچستان زيست مي كند كه در واقع غربي ترين محل پراكنش، كروكديل در آسياست و زيرگونه اي از تمساح هاي سيلان به شمار مي رود. از آن جايي كه اين خانواده در پاكستان و هندوستان از جمعيت بسيار كمي برخوردار است و مجامع معتبر بين المللي آن در سطح جهاني نادر و در معرض خطر انقراض مي دانند، اهميت اين گونه بيش از پيش نمايان مي شود. اين تمساح ها در رودخانه باهوكلات و برخي شاخه هاي آن به ويژه در بركه هايي كه در امتداد اين رودخانه ها قرار دارد و آب عميق تر است به سر مي برند.اغلب شب ه به شكار مي پردازند و از ماهي، پرندگان و پستاندارن اطراف رودخانه تذيه ي كنند. اگرچه كروكديل گاهي تا 4 متر نيز رشد ي ند اما تمساح هاي سه مري نيز ب ندر ديده مي شوند. در شورع فصل بارندگي تمساح ماده هنگام شب در حاشيه شني رودخانه گودالي به عمق نيم مر حفر مي كند و در آن بيست تخم يا بيش تر مي ذارد و روي آن را با شن مي پوشاند. هر تخم حدود 5/6 سانتي تر طول و 4 سانتي متر عرض دارد پس از تخمگذاري كروكديل ماده بيش تر اوقات را براي حفاظت از تخم ها نزديك گودال سپري مي كند. پس از 50 روز نوزادان سر از تخم بيرون مي آورند (رياضي، 1371، ص 84).
راسته سوسمارها در ايران با 8 خانواده در تمامي كشر پراكندگي دارند. بيش تر آنها روزگرد و خشك زي و تعدادي نيز شب گرد هستند. يكي از ويژگي هاي عجيب بيش تر وسمارها پديده خودبُري است. به اين ترتيب كه در مهره هاي دم اين جنور نقاط جدايي وجود دارد. در مواقع اضطراري جاور ب طور ارادي با انقابض عضله، قسمتي از دم خود را ناگهان جدا مي كند. قسمت جدا شد به علت ادامه فعليت دستگاه عصبي- عضلاني به جلو و عقب مي جهد در نتيجه حيوان مهاجم با دم كنده شده مشغول مي شود و سوسمار كوتاه شده فرار مي كند. رشد دم براي جبران قسمت قطع شده بلافاصله شروع مي شود ولي هيچ گاه به درازاي دم قبلي نمي رسد. دم جديد ديگر قابل جدا شدن نيست. چون اين قسمت به جاي مهره هاي از دست رفته با ميله ي غضروفي ثابت مي شود.
گاهي مردم بدون هيچ دليلي مگر به واسطه بعضي خرافات سوسمارها را مي كشند و بعضي از شكارچي ها به كشتن بزمجه افتخار مي كنند. سموم دفع آفات نباتي و تخريب زيستگاههادو عامل بزرگ از بين رفتن بعضي از گونه هاي سوسمارها هستند. سوسمارها چون حضره خوارند و بيش رحشره هاي موذي و جانوارن ديگر مانند عقرب را شكار مي كنند،موجودات مفيدي، به ويژه در كشاورزي هستند. در ميان راسته سوسمارها دو خانواده سوسمارهاي خاردم و بزمجه ها به واسطه بزرگي جثه شان در ميان ساير سوسمارها به احي قابل تشخيص هستند. سوسمارهاي خاردم كه سه گونه از آن در ايران يافت مي شود دمي مضرس و پوشيده از خار به عنوان عاملي براي دفاع دارند كه مركز و جنوب و شرق كشور ديده مي شوند. اعراب گوشت اين سوسمار را غذايي لذيذ مي دانند و به همين دليل سوسمار خاردم را تقريباً منقرض كرده اند (فيروز، 1378، ص 174).
بزمجه بزرگ ترين سوسمار است و دو گونه از اين خانواده در ايران وجود دارد. حيواناتي گوشت خوارند و به رغم نامشان هيچ ارتباطي با بز ندارند مگر با لشه آن چون گاهي لاشخور نيز هستند. دم دراز و نيرومند يكي از سلاح هاي حيوان به شمار مي رود كه قابليت خودبري ندارد. يكي از بزمجه هاي هندي فقط از هرمزگان و بلوچستان گزارش شده است و ديگري به نام بزمجه بياباني در نواحي خشك، بخش هاي ماسه اي و تپه ماهورهاي سنگلاخي زيست مي كند.
راسته كرم سوسمارها شامل دو خانواده است كه هر كدام فقط يك گونه دارند. گونه كرم سوسمار جنوبي به خانواده نخست تعلق دارد. طول اين كرم سوسمار 15 تا 25 سانتي متر و رنگ آن معمولاً قهوه اي روشن يا قهوه اي مايل به خاكستري است كه د رنواحي ماسه اي خوزستان زيست مي كند و كرم سوسمار شمالي كه به خانواده دوم تعلق دارد و تاكنون در ايران كشف نشده ولي چون در شمال عراق و كردستان تركيه وجود دارد، گسترش آن در ايران نيز بعيد نيست (فيروز، 1378، ص 176).
راسته مارها شامل 7 خانواده است و در مجموع 72 گونه يعني 63 گونه خشك زي و 9 گونه دريايي در آب هاي جنوب كشور را شامل مي شوند. به طور كلي مارهاي ايران به 3 گروه غيررسمي، نيمه سمي و سمي تقسيم مي شوند.
مارهايي كه در بخش وسيعي از ايران يافت مي شوند از گونه هاي بيابان زي هستند. از ميان اين گونه هاي مي توان گرزه مار، مار جعفري، مار شاخدار، كفچه مار، يله مار، تير مار، طلحه مار، آلوسر، افعي پلنگي، كور مار، مار درفشي، شتر مار و كوتوله مار را نام برد. بايد اين نكته را مد نظر داشت كه در نواحي خشك و بياباني تعداد گونن ها خيلي مجدود است. در حقيقت تنها 5 گونه از مارهاي سمي و 14 گونه از مارهاي غيرسمي كه در ايران زاد و ولد مي كنند مختص نواحي گرم و خشك هستند. با وجود اين، ايران نسبت به مساحتش داراي زيستگاه مارهاي زياد و شايان توجهي است. اين تونع قابل مقايسه در گونه هاي مار به علت وضعيت خاص جغرافيايي ايران اس. شايد بتوان گفت كه مارهاي ايران در اصل به مناطق جغرافيايي ديگر تعلق داشته، در آن مناطق تكامل يافته اند و سپس قسمت هايي از ايران كه شرايط آن با زيستگاه اصلي آنها مطابقت بيش تري داشته كوچ كرده و گسترش يافته اند. بنابراين 6 گونه از مارهاي سمي و 11 گونه مارهاي غيرسمي كه در ردشت ها و جنگل هاي نسبتاً خنك ناحيه خزر و آذربايجان يافت مي شوند در واقع مناطق وسيع جنگلي و استپ هاي مرطوب اروپاي معتدل و آسيا تعلق دارند كه اين قسمت از شمال ايرن حد جنوبي منطقه پراكندگي آنها را تشكيل مي دهد. د ربين اين مارها مي توان افعي قفقازي، افعي زنجاني، افعي البرزي، كبرا يا كفچه مار، تير مار، مار آبي، مار پلنگي، لوس مار، گرگ مار، مارسوجه و مار آتشي را نام برد. چهار گونه كه در اصل وابسته به جنگل هاي نواحي البرز، آذربايجان و زاگرس هستند عبارت اند از: افعي البرزي، زنجاني، قفقازي و طلحه مار (لطيفي،1379، ص 36).
ده گونه كه مربوط به جانوران خاص بوته زارهاي گرم منطقه مديترانه هستند به غرب ايران و جنگل هاي تنك منطقه زاگرش و دامن جنوبي كوه هاي البرز روي آورده اند كه داراي شرايط محيطي مناسبي براي آنها بوده است. اين ده گونه عبارت اند از: مار شاخ دار، طلحه مار، مار جعفري، گرزه مار، افعي پلنگي، كور مار، قمچه مار، مار قيطاني، مار گورري كوتوله مار.
در جنوب ايران گونه هايي يافت مي شوند كه اصل آفريقايي يا آسيايي دارند و حد شمالي پراكنش آنها به سوي ساحل درياي عمان و خليج فارس و هم چنين دامنه هاي جنوبي زاگرس كشيده مي شود. مار كبرا، كفچه مار، مار خال دار، شتر مار، مار جعفري، ير مار و كُك مار از اين جمله اند. سواحل جنوبي ايران كه از نظر جغرافيايي حدشمالي اقيانوس هند را تشكيل مي دهند، براي مارهاي دريايي، حعفري، شاخ دار، و تير مار زيستگاه مناسبي را به وجو آورده اند. مارهايي كه منحصر به ايران هستند عبارت اند از: افعي دماوندي، افعي تكابي، افعي آذربايجاني، افعي زنجاني، مار گورخري، مار كوتوله و مار خاكي (لطيفي، 1379، ص 39).
جالب آن كه بزرگترين مار خاورمیانه به نام كفچه مار در ايران نيز وجود دارد، هم چنين 6 گوه مار ر ايران يافت مي شوند كه همي از خانواده بوآ، و بوآي شني معروف هستند. صحرراها، بوته زارها و نوحي ماسه و شني زيستگاه اين مارها و حلقه بستن و انقباض ماهيچ هي شيوه شكار آنها است كه از جوندگان كوچك و سوسمارهاي تغذيه مي كنند. بوآ شب گرد و تخم زنده زاست.
وضعيت زيستي و حمايتي خزندگان: بر اساس طبقه بندي اتحاديه جهاني حفاظت، جمعيت خزندگان در سه طبقه بحراني، در خطر انقراض و آسيب پذير قرار مي گيرند. به اين ترتيب لاك پشت عقابي در وضعيت بحراني است. ساير لاك پشت هاي دريايي را تا سال 1996 در خظر انقراض مي دانستند اما بر اساس فهرست سرخ سال 2000 تنها لاك پشت سبز در چنين وضعيتي قرار دارد. ساير خزندگاني كه در خطر انقراض هستند عبارت اند از: لاك پشت فراتي، افعي البرزي و افعي خال دار. در طبقه آسيب پذير نيز كروكوديل تالابي،لاك پشت مهميزدار و آسيايي و افعي دماوندي قرار گرفته اند (IUCN,2000). از منظر قوانين ملي در بين تمام خزندگان ايران فقط لاك پشت هاي دريايي و تمساح حمايت شده تلقي مي شوند (سازمان حفاظت محيط زيست، 1379، ص 526).